۱۳۹۰ اردیبهشت ۷, چهارشنبه

International conference in Paris: Call for Iraqi forces to evacuate Camp Ashraf and protection of residents





Serious change of Iran policy and approach to Iranian Resistance required

NCRI - In an international conference in Paris on Wednesday April 27, MPs and high-ranking officials from France, the US and Europe, Nobel Laureates, human rights advocates and politicians condemned the massacre of the defenseless Ashraf residents on April 8, called for the adoption of an urgent action by the UN and US for Iraqi forces to evacuate Camp Ashraf and to ensure the protection for the camp.

Speakers in the conference included General James Jones, Obama Administration National
Security Adviser (2009-2010), Elie Wiesel, Nobel Peace Prize Laureate, General Wesley Clark, former NATO Commander, US Congressman Patrick Kennedy (1991-2011), Ingrid Betancourt, Columbian Presidential candidate, William Bourdon and Jean-Pierre Spitzer, and prominent lawyers.



This conference stressed the massacre of the unarmed members of the Iranian Resistance in Camp Ashraf on April 8 by forces under the order of Maliki had no motive other than carrying out Tehran’s demands. According to a UN spokesman, 34 Ashraf residents were murdered in this massacre and 300 others were wounded. (In the following days, the numbers increased to 35 killed and 345 wounded.)

The Iranian people’s courageous uprising - coinciding with uprisings across the region - has forced the religious dictatorship ruling Iran to exhaust all its resources to crackdown on all its dissidents, inside Iran by executions, and in Camp Ashraf through the Iraqi Army and Maliki’s government.

The conference calls on the UN, European governments and the US for a drastic policy change vis-à-vis the Iranian regime and a new approach towards the Iranian Resistance.

In this conference, the statement by 106 members of Swedish Parliament that have called for guaranteeing the protection of Ashraf residents, recognition of Iranian people’s just resistance and initiating of official dialogue with the democratic opposition of National Council of Resistance of Iran was presented.

In a speech delivered at this conference, Mrs. Maryam Rajavi, President-elect of the Iranian Resistance, called on the UN, US and EU to take the following measures:

1. Resumption of Ashraf’s protection responsibility by UN and US, evacuation of Iraqi armed forces from Ashraf, and adoption of a resolution in UN Security Council on Ashraf’s protection;

2. Appointment of a UN Security Council representative to conduct a full, impartial, transparent and independent inquiry into the grave crime of April 8;

3. Ending the siege on Ashraf, especially the inhumane medical blockade, stopping the psychological torture of Ashraf residents, and removing all loudspeakers around Ashraf;

4.Lifting the terror tag against the People’s Mojahedin Organization of Iran (PMOI) by the US State Department and official recognition of the Iranian Resistance for regime change in Iran.

Secretariat of the National Council of Resistance of Iran
April 27, 2011

۱۳۹۰ اردیبهشت ۳, شنبه

خاطره ای از شهید والا مقام محمد حنیف نژاد


روزی «محمدآقا» با عده ای گرم صحبت بود و از مبارزه و صبح سپید فردا گفتگو می‌کردند که یکی از ُحضار پرسید:

«بابا این حکومت میخش را حسایی کوبیده، آمریکا، اروپا و همه قدرت های عالم ُپشت ِ او هستند و اصلا کار و تلاش ما چه فایده و تاثیری می‌تواند داشته باشد؟»
محمد آقا کمی سکوت کرد و سپس انگشتش را به لیوانی که در دست داشت زد.
لیوان صدای ِ کوچکی کرد، آنگاه گفت:
علم، فیزیک ِ جدید ثابت میکند که حتی همین صدا یعنی برخورد انگشت با لیوان هم تا کهکشان‌ها خواهد رفت، تاثیرش را خواهد گذاشت و ُگم نخواهد شد.
چطور عمل صالح کسانیکه از ُجور و ستم به ستوه آمده اند و برای آزادی خلق و میهن شان بپا خاسته اند و از همه چیز دست شسته و مبارزه می‌کنند، بی تاثیر است؟
این صدا ُگم نخواهد شد.

دکتر شریعتی و کفش‌های احمدی‌نژاد


" ترجيح مي دهم با کفش هايم در خيابان راه بروم و به خدا فکر کنم تا اينکه در مسجد بنشينم و به کفش هايم فکر کنم."

جمعه خونین اشرف


پنجشنبه,18 فروردین ـ مطالعه کتاب «زندگینامه ایران زمین» موقعی به پایان رسید که بحرانی در حال وقوع بود. می خواستم مطابق معمولِ هر هفته فیلم سینمایی را از «سیمای آزادی» تماشا کنم که چشمم به زیرنویس تلویزیون افتاد که به عنوان خبری فوری اعلام می کرد نیروهای تحت فرمان نوری مالکی, نخست وزیر دست نشانده ایران و آمریکا، کمپ اشرف را محاصره کرده و قصد تهاجم و حمله به ساکنین آن را دارند.
طبق معمول دفعات قبل, این نیروها به قمه و چماق و چوب مجهّز هستند. به علاوه, این بار با تجهیزات مدرن نظامی, مثل تانک و توپ و زرهپوش و تیربار و مسلسل های خودکار و اسلحه کمری نیز خود را تا دندان مسلّح ساخته اند.
در همان نگاه اول به خوبی می توان فهمید که حمل اسلحه سرد برای ضَرب و جَرح و ناقص کردن اعضای بدن اشرفیان است, امّا با این حال می شود بعداٌ جنایت و آثار آن را حاشا کرد. شلیک گلوله, امّا مشخصاٌ اثبات می کند که نیروهای مسلّح عراقی و سپاه قدس, جنگ را علیه کسانی شروع کرده و به کسانی شلیک کرده و قصد کشتار و نابودی شان داشته اند, که دستشان خالی و فاقد ابزار جنگی است. اگر چوب و چماق و قمه و تبر و ضربات حاصل از آن, که منجر به کشته شدن اشرفیان می شد, قابل توجیه بود، امّا, توپ و «بی. ام. پی. وان» را چگونه می توان توجیه کرد؟
آری, این بار, شرایط و فضای اشرف طوری است که لابد چوب و چماق نمی تواند کارآیی دفعات قبل را داشته باشد. نوری مالکی اگرچه در نیرنگ و فریبکاری و دجّالگری از اربابان مرتجعش چیزی کم ندارد و از بابت چاکری و غلامی مراتب حلقه به گوشی را به نهایت رسانده، امّا در حماقت و سفاهت از رئیس جمهور عقب مانده ارتجاع کم و کسری ندارد. لذا ترفند مرتبه پیش (۶و۷مرداد۱۳۸۸), کارآیی خود را از دست داده و عمله ظلم و شقاوت تیربارها و مسلسل های آماده به شلیک را به کار گرفته اند.
پاسدار مالکی ، غلام خانه زاد خامنه ای, در عین دجّالیت های خاص هنوز نفهمیده که حمایتها و پاداشها و تر و خشک کردنهای حکومت فاسد خامنه ای تا زمانی از درجه اعتبار برخوردار است که کار حذف و متلاشی کردن و از بین بردن اشرف و اشرفیان جان بر کف در دستور کار و مرحله اقدام است. گویی ایشان نفهمیده که به فرض محال وقتی کار فیصله پیدا کند و اشرفی ها هم به وظیفه و تعهّد خودشان عمل کنند و باز به فرض بعید از جا کنده شوند، در آن صورت تکلیف مالکی چه خواهد شد؟ آیا گندم ری را خواهد خورد؟ آیا مافیای حاکم بر این سیاست، از هر قماش ـ چه آخوند ایرانی و چه غربی مصالحه گرش ـ خواهد گذاشت که در پست و قدرت باقی بماند؟ و سهل تر این که، آیا زنده خواهد ماند؟ اگر چنین باشد پس آمرین و برنامه ریزهای پشت پرده بیش از حد احمق خواهند بود، چون تا کنون سابقه نداشته که هیچ گانگستر سیاسی مدارک و اسناد جنایت را از بین نبرده باشد, علی الخصوص که مدارک, زبان برای بیان وقایع داشته باشند.
امّا, این دسیسه بزرگ از همان ابتدا دورنمای پایانی خودش را به وضوح نشان داده. نوری مالکی که آغاز چرب و نرم دسیسه ها را دیده نخواسته که پایان شوم آن را نیز ببیند. او پشتش را به مِخَدّه نرم خامنه ای گرم کرده, امّا نمی داند که عناصر حکومت خامنه ای به جای تکیه زدن به سرنیزه، به روی آن نشسته اند؛ نمی داند که حکومت ملاهای فاسد در محاصره کردار پلید خودش افتاده و اَعمال نامشروع و وحشیانه اش همه نوکران ظلم را در لب پرتگاه انهدام و نیستی نشانده است. حکومت خامنه ای به یک تَلَنگُر بند است و مالکی که پشتش را به حمایت چنین حاکمیتی گرم کرده, سرنوشت و عاقبتی غیر از آنها ندارد.
جمعه, نوزده فروردین ـ جمعه خونین؛ نوزدهم فروردین. این دو عبارت کوتاه در ذهن و فکر من دو رویداد اسفبار و دو تراژدی ثبت شده در تاریخ معاصر ایران را تداعی می کند. جمعه خونین هفدهم شهریور سال هزار و سیصد و پنجاه و هفت در میدان ژاله و نوزدهم بهمن هزار و سیصد و شصت: عاشورای مجاهدین.
اینک هر دو در یک قالب و در یک شکل ظاهر شدند. هفدهم شهریور مردم تهران تنها مشتهای گره کرده داشتند و سربازان تحت امر شاه, با سلاحهای آمریکایی به مقابله آنها رفتند و نوزدهم فروردین سربازان عراقی تحت امر مالکی و مزدوران قدس با اسلحه های آمریکایی به جان اشرفیان افتادند, که تنها مشتهای گره کرده داشتند، این بار در میدان لاله.
نوزدهم بهمن شصت امّا, گراز های وحشی پاسدار تحت امر خمینی ملعون با همان سلاحها و بلکه پیشرفته تر, «اشرف» و یارانش را به محاصره درآوردند و همه را, با وحشیانه ترین وضع, شهید کردند. نوزدهم فروردین ۱۳۹۰, گرازهای وحشی مالکی و مزدوران نیروی تروریستی قدس، «اشرفی ها» را محاصره کردند و با قساوت و بیرحمی آتش تیربارها را به روی آنها گشودند و بسیاری را شهید و بسیاری دیگر را زخمی کردند.
نوع تصمیم و یکسانی عمل, که در هر دو مورد و هر دو تاریخ, به چشم می خورد, هر صاحب خِرَدی را به تعمّق وامی دارد که مقصود از چنین اعمال پلیدی تنها به یک منظور است: فشار بیش از حد به مردم ایران و از بین بردن جوانان برومند ایرانی, چه در اشرف و چه در نقاط مختلف ایران, به منظور گسترش اختناق و جلوگیری از رشد یک جامعه سزاوار آزادی و آبادی.
در جمعه خونین اشرف، سگهای هار دست آموز مالکی با پول و مواجب خامنه ایِ بی وجدان و ضد انسان و با اسلحه پیشکشی آمریکاییان به جان اشرفیان افتادند و تمام روز را به ضرب و شَتم و شلیک گلوله پرداختند و تا ساعت دو بعد از ظهر ـ که دوربینها منعکس می کرد و خبر ها منتشر می شد ـ ۳۲ کشته و سیصد مجروح به جای نهادند. این در حالی است که چوب و چماق و شلیک گلوله در حادثه اسفبار جمعه خونین از نگاه دوربین پنهان نمانده، همه دیدند که این تهاجم یکطرفه صرفاً به منظور کشتن و از بین بردن اشرفیان بوده؛ همه فهمیدند که شلیک گلوله و پرتاب نارنجک و شلیک های سنگین توپ با تاٌیید پنهانی آمریکا و با زور پول و اعزام مزدوران خونریز قدس از سوی خامنه ای و فرمان مالکی به گرازهای وحشی عراقی بوده, پس چگونه است که با این وجود، یعنی افشاگری در روز روشن, به چنین اقدامی دست می زنند. برای همه و یا برای ما سن و سال داران این مملکت روشن است. ساخت و ساز و کنار آمدن های شنیع سیاسی. همین و همین
شنبه, بیست فروردین ـ ساده اندیشی و خام خیالی بود اگر می پنداشتیم که مهاجمان و دژحیمان به حملات روز قبل اکتفا کنند و دست از شرارت و آدمکشی بردارند. معلوم بود که اگر دست برمی داشتند و شهر اشرف را ترک می کردند مغایر با دستورات ولی فقیه ارتجاع عمل کرده بودند و طبعاً نوکر دست نشانده مورد مؤاخذه قرار می گرفت. آنها به یقین دستوری برای اندک ضربه زدن و اندک تخریب کردن نداشتند. آمده بودند که کار را یکسره کنند، که شرف و آزادگی را از بیخ و بن برکنند. این, البته, نه یک دستور مقطعی بلکه یک فرمان قدیمی و مستمر از جانب رهبران قشری «اسلام عزیز» بود که سالیانی پیش که هنوز نقش امام ماه نشین در میان مردم به این درجه از ابتذال کشیده نشده بود, صادرگردیده بود. همان که خمینی گفته بود «منافقین از کفّار بدترند» و پس از او جانشینان بدتر از او بنیاد این ظلم را افزایش دادند که «منافقین باید از صحنه گیتی محو شوند». به همین سبب و متعاقب همین دستور العمل شنبه نیز ابزار های کشتار همچنان آماده و نامردان مزدور منتظر فرمان جدید و آدمکشان قدس تشنه خون چشم به دهان فرمانده دوخته بودند که چه وقت فرمان شروع قتل عام مجدّد صادر شود.
از نخستین ساعات بامداد تعدادی از زخمی شدگان به کاروان شهیدان روز قبل پیوستند و حاصل جمع افعال شرم آور جنایتکاران این تهاجم نابرابر افزوده شد.
معمولاً چنین پیگیری خشن و ضد انسانی از جانب آن که وجه غالب میدان زد و خورد است, حکایت از نوعی صحنه سازی برای اثبات حقِ ناداشته می کند. امّا قبل از وقوع هر حادثه یا بروز هر گونه درگیری همه دست اند کاران حقوق و قضاوت اصل را بر حل اختلاف از طریق راههای مسالمت آمیز قضایی قرار می دهند و از طریق داوری و ارائه اسناد و مدارک و بنا به قوانین متداول جهانی, آن هم در محاکم صدیق بین المللی, طرفین دعوا را, اولاً, به خویشتنداری و ثانیاً, به رعایت راٌی صادره دعوت می کنند. امّا اگر بدون توجه به چنین مشی متداول انسانی برای استیضاح حقوق فرضی و ثابت نشده، یک طرف، طرف دوم را مورد تهاجم قرار دهد و با اعمال خشونت و قهر چنگیزی بخواهد خود را حق مسلّم معرفی کند, بدون هیچگونه تردیدی نا حق است. نمونه های بارز و تاریخی آن رفتاری بود که یزید با حسین، ناصر الدین شاه با امیر کبیر، شاه و آمریکا با مصدق و خمینی و دست پروردگانش با دگر اندیشان کردند.
امّا در اشرف
در این شهر شرف و پاکبازی قضیه رسیدگی و داوری و تلاش برای تشکیل محاکم ذیصلاح و سپردن کارِ حل اختلاف به دست افراد ذیصلاح, از همان آغاز بعید می نمود. زیرا طرفی که صورت حق به جانب اختیار کرده بود به دلیل تلاش برای پیشبرد مقاصد شوم توطئه گران و عناصر ارتجاعی حاکم بر ایران تماماً به دور از حقانیت بود.
آری در شهر اشرف قضیه ناحق چیزی فراتر از مسائل حقوقی و قضایی است. در این شهر طرف حق یکی است. امّا طرفهای باطل مجموعه یی است از کشور ها، سربازها، ابزارهای جنگی فراوان، بهانه ها، توطئه ها ، برچسب ها و اتّهامات.
طرف حق در این نقطه از زمین تنهاست. با جمعیتی بسیار کم، بضاعتی در سطح هیچ و توان نطامی صفر و کوله باری بزرگ از مشکلات، فشارهای سیاسی و اقتصادی. بهانه جویی ها و آزار و اذیت های شبانه روزی و محرومیت از آب، مواد غذایی، لوازم و امکانات پزشکی و دارویی در زمینی به اندازه یک وجب از خاک خدا, آن هم در کویر بی آب و علف.
جماعت ناحق، یکی, سرزمین و بیابان خشک و بی آب و علف را بهانه می کند، آن یکی, لیست تروریستی و برچسبهای ناروای حاصل از زد و بند سیاسی - اقتصادی را و نفاق و خیانت به وطن و کشتار واهی و ساخته و پرداخته دست پلید خودشان را و همه شان دستهای باز و پری دارند برای اشاعه چنین پهنه های ناروایی به اقصی نقاط دنیا، چه با رسانه های جمعی و چه با عوامل دست آموز و مواجب بگیرشان.
و این هر سه در ۱۹ فروردین ۱۳۹۰ همرآی، همگام و هم آواز, با همه امکانات موجود, بر اهالی این یک وجب خاک خوب خدا تاختند و بریدند و دریدند و شکستند و ببستند ، یَلان را سر و سینه و پا و دست. شرمتان باد ای خداوندان قدرت، شرمتان.
اگر باور کرده باشیم که این دعوا فقط بین مالکی و مجاهدین و بر سر خاک و سرزمین است چه نتیجه گیری اشتباهی کرده ایم. زیرا مالکی به طور ماهوی یک عراقی نیست، خودِ خودِ رژیم و خودِ خود ملایی است که از لای قبای خامنه ای بیرون آمده و لباس آدمها را پوشیده و ادّعای عراقی بودن می کند. و اگر باور کرده باشیم که سربازان عراقی درین درگیری بوده اند باز هم نتیجه گیری اشتباه است. یک عراقی اصیل, مهمان نواز است و به کسانی که در کشورشان, مطابق قواعد بین المللی, پناهنده هستند چنین ناجوانمردانه رفتار نمی کند، مهاجمان مزدورانی هستند از سپاه قدس و عده یی خود فروخته از درون کشور میزبان, که ماهیت ملی خود را از یاد برده و فقط به پول و دستمزد می اندیشند, که مشابه آنها را در پدیده شومی به نام «بسیج» در کشور خودمان فراوان داریم. به علاوه, کسانی که عراقی بودند و از دیر باز یا در زمره اسیران جنگ در ایران به سر می برده و تحت تعلیمات اطلاعات و سپاه قرار داشتند یا مزدوران دیگری از تبار مالکی جنایتکار و یا دبّاغ و چلبی و امثالهم. اینک با ذکر یک مثال به صحنه کمّی بیشتر دقیق می شویم. اگر یک واحد افتصادی دو بارِ پیاپی مورد تهاجم و دستبرد واقع شود، کارشناسان این وقایع برای یافتن سارق یا سارقین هم نوع سرقت و تکنیکهای به کار گرفته شده را گمانه زنی می کنند و هم مراجعه کنندگان روزهای سرقت را و طبیعتاً آن مراجعه کننده یی که در هر دو بار در حافظه دوربین دیده می شود بیشتر از سایرین در معرض سوء ظنّ قرار می گیرد.
رابرت گیتس, وزیر دفاع آمریکا, در ژوئن ۲۰۰۹ برای دیدار و مذاکره به عراق رفت. نشست و برخاستی کوتاه, به دور از چشم دوربینها با مالکی داشت و بلافاصله پس از رفتنش نیروهای عراقی با انواع و اقسام سلاحهای گرم و سرد به اشرف و اشرفیان حمله کردند. حاصل فاجعه را همه می دانند. و بار دوم در آوریل ۲۰۱۱ جناب وزیر دفاع دیدار محرمانه یی با دست اندرکاران مربوطه در عراق دارد. امّا قبل از این که فاجعه رخ بدهد, نیّت سوء سربازان عراقی و سایر مزدوران، درست از پس سیزده فروردین ـ سیزده به در- آشکار شده و به همین مناسبت به جناب وزیر پیام داده اند که از این فاجعه انسانی جلوگیری کند. گویا ایشان مشغله فراوان داشتند و یادشان رفت که چنین کنند. امّا یادشان ماند که تاکتیک کهنه بی طرف نگهداشتن سربازان آمریکایی را, مانند مرتبه گذشته, به مورد اجرا گذارند که در سر راه گرازهای وحشی مهاجم, مزاحم آنها نباشند.
تهاجم وحشیانه با انواع سلاحهای سنگین و کشنده به اشرف, در ساعت پنج بامداد روز جمعه, که همه مردم خاورمیانه – حتی سحرخیزان – در خواب روز تعطیل هستند, آغاز می شود, که مقارن است با ساعات خواب ناز اروپائیان در ساعت دو و نیم بامداد. آمریکائیان هم که هیج فرقی نمی کند که در خوابند یا که بیداری, چرا که کسی که خودش را به خواب زده هرگز بیدار نمی شود.

یورش نیروهای امنیتی به عزاداران در سوریه


عزاداری و مراسم تشییع اجساد جان باختگان تظاهرات روز جمعه، در تعدادی از شهرهای سوریه با یورش نیروهای امنیتی مواجه شد و بسیاری از شهروندان مجروح شدند.

به گزارش رویترز و به نقل از شاهدان عینی، بامداد روز شنبه در حومه دمشق و نیز در شهرک عذرا واقع در جنوب این کشور، دستکم 15 تن بر اثر شلیک گلوله مجروح شدند.

مخالفان حکوت بشار اسد از کشته شدن 112 تن در تظاهرات روز جمعه خبر می دهند.

همچنین یک گروه از مخالفان که ترتیب دهنده تظاهرات روز گذشته محسوب می شوند، فهرستی از اسامی 88 تن از شهروندانی که به ضرب گلوله نیروهای امنیتی جان باخته اند را در اختیار خبرگزاری رویترز گذاشته اند.

پیش تر مدافعان حقوق بشر از جان باختن دستکم 70 تن در تظاهرات روز جمعه خبر داده بودند.

تظاهرات موسوم به “جمعه بزرگ” پس از برپایی نمازجمعه در شهرهای دمشق، درعا، حمص، لاذقیه و حما برگزار شد.

باراک اوباما رئیس جمهوری ایالات متحده آمریکا نیز در واکنش به سرکوب معترضان سوری در روزجمعه با صدور بیانیه ای خواستار پایان یافتن خشونت ورزی علیه شهروندان این کشور شد.

آقای اوباما همچنین دولت جمهوری اسلامی ایران را به یاری رسانی در سرکوب معترضان سوری متهم کرده است.

تداوم اعتراض علیه حکومت بشار اسد از سوی شهروندان سوریه، در حالی است که پس از پنجاه سال، قانون وضعیت فوق العاده در این کشور لغو اعلام شده است.

دولت سوریه اعتراض های اخیر را توطئه خارجی می خواند. طی ماه گذشته نیز تلویزیون دولتی این کشور به پخش اعتراف برخی از بازداشت شدگان پرداخت. رسانه های سوریه معترضان را اغتشاشگر می نامند.

۱۳۹۰ اردیبهشت ۲, جمعه

ما از گروه انقلابی کومله در مقابل هرگونه حمله ای از طرف خامنه ای و مالکی جنایتکار حمایت میکنیم



نوددرصدمردم مهاباد گفته اند كه پول قبض هاي خود را نمي پردازند


مردم مهاباد سر قبضهاي گاز وارقام بالاي آن اعتراض دارند , صداي همه در آمده است , بيش از 90 درصد مردم گفته اند كه پول قبض هارانميپردازند . چند روز پيش خانمي كه همسرش را ازدست داده بود وتكي زندگي ميكرد به اداره گاز آمده بود وميگفت : به خدا قسم كه من فقط يك نفرم , اين قبض كه آمده درست نيست , به او جواب سربالا دادند و آخرش هم گفتند برو با يارانه ارديبهشت بپرداز.”
الان مردم همه ناراضي اند . حذف يارانه ها مردم رابسيار فقيرتر از قبل كرده است .

اخراج كارگران بخاطر پيگيري حق عيدي خود


50 نفر از كارگران خوررو سازي پرجلا درتهران بدليل اينكه درخواست عيدي خود را داشتند از كار اخراج شدند . يكي از كارگران اين شركت گفت : ” علت اخراج اين كارگران اعتراض و تجمع كارگران بود كه البته اين اعتراض و تجمع بمنظور پيگيري حقوقهاي معوقه و دريافت عيدي بود , اين كارگر درادامه افزود :” پيمانكار عليرغم اينكه سر ماه حقوق كارگران را از دولت دريافت ميكند اما آنرا به كارگران پرداخت نميكند ”.

كارگران معترض پاكدشت : چه مجوز بدهند , چه ندهند ما روز11 ارديبهشت تظاهرات ميكنيم


كارگران معترض در پاكدشت گفتند براي اعتراض به شرايط بي رحمانه عليه كارگران ولو بدون مجوز ،براي 11 ارديبهشت تظاهرات خواهيم كرد . يكي از فعالين كارگري ضمن اعتراض به شرايط وخيم و مشكلات جامعه كارگري و اينكه در هيچ ارگان رسمي جواب مناسب را در قبال اعتراضات مستمر كارگران نميدهند ، گفت:” لاجرم روز جهاني كارگر چه مجوز بدهند و چه مجوز ندهند ما كارگران خودمان تظاهرات خواهيم كرد

شرح کشته شدن بهنود رمضانی در چهار شنبه سوری توسط یک شاهد عینی از تهران



دیشب بهنود رمضانی در محله نارمک میدان 22 توسط بسیجی ها کشته شد .
حدود ساعت ده شب به وقت تهران وقتی که جوان ها به خانه هایشان بر میگشتند ,موتورهای بسیجی بهشون حمله کردند و با شوکر جوان ها رو میزدند و چون توی جیب های بهنود نارنجک های دست ساز بود ,همه نارنجک ها ترکید و بدنش تیکه تیکه شد ,شاید این فجیع ترین صحنه ای بود که در زندگی دیده باشم ,غیر از من چندین تا شاهد عینی دیگه هم آنجا بودند و با صدای جیغ ها و فریادهامون بقیه مردم هم آنجا آمدند, 2 تا از بسیجی ها موتور هاشونو گذاشتند و با چند تا موتور دیگه که همراهشون بودن فرار کردن .
بعد از ده دقیقه آمبولانس آمد و بهنود را برد و دوستانش با ماشین های شخصی خودشون دنبالش رفتند , بعد از 30 دقیقه در تماس تلفنی با بیمارستان الغدیر گفتند که حالش وخیمه و شرایط خوبی نداره .
امروز صبح وقتی از هر کسی در محل سوال میکردم همه میگفتد که ما ازش خبری نداریم . و این برایم جالب بود …
بعد از کلی گشتن در محل توانستم چند تا ار دوستاشو پیدا کنم که عکس بهنود در دستشون بود , وقتی سوال کردم , گفتند که فوت کرده .
در مورد بهنود سوال کردم :گفتند که دانشجوی مهندسی مکانیک بوده در شمال و از بچه های تهران پارس و چون از دوستای صمیمی ما بوده دیشب پیش ما اومده که با هم باشیم که بسیجی ها آن بلا را سرش آوردند .
منبع :Freedom Messenger

قتل عام معترضان سوری بدست رژیم جنایتکار اسد




خبرگزاری فرانسه در خبری فوری به نقل از شاهدان و فعالان حقوق بشر در سوریه گزارش داد که ماموران امنیتی رژیم بشار اسد امروز دهها تن از معترضان سوری را به ضرب گلوله کشتند.

به گفته شاهدان، ماموران امنیتی رژیم سوریه بروی تظاهرکنندگان در شهرهای سلیمه، دیر الزور، حمص، لاذقیه، حسکه و درعا آتش گشودند که منجر به کشته شدن دهها نفر شده است.

تعداد دقیق کشته شدگان تظاهرات سراسری امروز سوریه هنوز مشخص نیست، اما فعالان حقوق بشر شمار آنان را بیش از پنجاه نفر اعلام کرده اند.

فعالان سوری گفتند، تعداد زیادی از معترضان نیز در تظاهرات امروز مجروح شده اند که حال برخی از آنان وخیم گزارش شده است.

تلویزیون دولتی سوریه عصر امروز در گزارشی به برگزاری تظاهرات ضد حکومتی اذعان کرد، اما مدعی شد که بیشتر شرکت کنندگان در این تظاهرات از نوجوانان بودند و به همین دلیل احتمالا گروه خاصی آنها را برای تظاهرات تحریک کرده بود.

تیراندازی مزدوران اسد بسوی معترضان سوری امروز جمعه
http://www.youtube.com/watch?v=kCRQ3dRlod0&feature=player_embedded

۱۳۹۰ فروردین ۳۰, سه‌شنبه

Ashraf resident wounded in April 8th attack facing death


Ashraf resident Bahman Attighi, 38, wounded during Maliki’s forces attack against Camp Ashraf on April 8th, is currently in critical conditions.

The repressive forces directly shot Bahman in the back and spinal cord, paralyzing his legs.



He is hospitalized in Baquba Hospital, and his conditions have deteriorated due to lack of medical care or access to sufficient supplies causing him to enter a coma eversince April 17th. Furthermore, he is suffering from shock and severe fever due to chronic infection in the area where the bullet entered his body. His life is now in grave danger.

From April 8th to this day, the Iranian Resistance has requested all the wounded to be transferred to a US forces hospital in order to prevent more lives being lost. Unfortunately, only 7 of the wounded Ashraf residents were transferred to the US forces’ Balad Hospital, others remaining in inappropriate conditions in hospitals in Baquba or Baghdad.

Secretariat of the National Council of Resistance of Iran

آزادی یکصد تروریست مصری القاعده توسط رژیم



سایت عصر ایران: رامین مهمانپرست سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی از پاسخ دادن به سئوالی درباره خبر رسانه های مصری مبنی بر آزادی 100 تبعه مصری توسط ایران خودداری کرد.

یکی از خبرنگاران در نشست خبری هفتگی سخنگوی وزارت خارجه در روز سه شنبه این سوال را مطرح کرد که یک روزنامه مصری مدعی شده ایران 100 تبعه مصری را آزاد کرده است که مهمانپرست از پاسخ دادن به این سئوال خودداری کرد.

خبرنگار سئوال کننده دوباره این سئوال را مطرح کرد که سخنگوی وزارت خارجه با اشاره سر اعلام کرد که پاسخ می دهد اما بازهم پاسخی درباره آن ارائه نداد.

پیش از این "منتصر الزیات" وکیل مشهور مصری که معمولا وکالت متهمان اسلامگرا را برعهده می گیرد به روزنامه "روز الیوسف" چاپ قاهره گفته بود: تهران حدود یکصد نفر از اتباع مصری را که هشت سال پیش از افغانستان به ایران فرار کرده بودند (تروریستهای شبکه القاعده) و از آن زمان تاکنون در ایران بازداشت یا تحت اقامت اجباری بودند، با میانجیگری سید حسن نصرالله دبیرکل حزب الله لبنان، آزاده کرده است.

این وکیل مصری اضافه کرده بود: همه این افراد به همراه خانواده های خود به مصر برگشته اند

هشدار تلویحی یک سایت وابسته به تیم احمدی‌نژاد: سقوط دولت حوادث خونباری به بار خواهد آورد




سایت «دولت‌یار» وابسته به تیم احمدی‌نژاد هشدار داد چنانچه حملات حامیان خامنه‌ای به دولت ادامه یابد و آن‌ها بخواهند دولت را سرنگون کنند، باید منتظر «زد و خورد‌های خونین و بی‌قاعده‌ای» در کشور بود.
این سایت روز سه‌شنبه (۳۰ فروردین) هشدار داده است: «اگر موج تخریب دولت به همین شکل ادامه یابد و اعتراضات به اصطلاح رسانه‌ای به اغتشاشات خیابانی تبدیل شود و لات‌ها و شعبان بی‌مخ‌ها به سمت پاستور حرکت کنند٬ طولی نخواهد کشید کشور به عرصه زد و خورد‌های خونین و بی‌قاعده تبدیل خواهد شد.»
«دولت‌یار» خطاب به حامیان خامنه‌ای و منتقدان احمدی‌نژاد نوشته که «این یک اخطار نیست. به شما نصیحت می‌کنیم خود را به ورطه نابودی گروه‌های معاند قبلی نیندازید. کاری نکنید دکتر مهر را از دهان بردارد که اگر چنین شود با مردم خشمگینی طرف خواهید بود که فتنه شما را در نیمی از روز جمع خواهند کرد.»
این سایت همچنین خطاب به محافظه‌کاران مخالف دولت احمدی‌نژاد نوشته است: «اگر مردم عمق فساد و جنایات برخی‌ها را بدانند مطمئن باشید کاخ‌های شما را یکی بعد از دیگری فرو خواهند ریخت.»
در بخش دیگری از یادداشت سایت «دولت‌یار» آمده که ریشه افزایش حملات به تیم احمدی‌نژاد در هفته‌های اخیر به خاطر خودداری دولت از دادن باج به گرو‌های خاصی از محافظه‌کاران است.
آن‌طور که این سایت نوشته است٬ این دسته از محافظه‌کاران «به این باور رسیده‌اند که اگر احمدی‌نژاد به هر شکل ادامه پیدا کند باید از هم اکنون چمدان‌ها را بسته و به فکر رفتن باشند.»
این سایت همچنین از صدا و سیما و برخی نمایندگان مجلس به عنوان نهاد‌ها و افرادی یاد کرده که «با دامن زدن به احساسات پاک بچه‌های حزب‌اللهی٬ آن‌ها را در مقابل دولت قرار می‌دهند.»
در بخش دیگری از یادداشت این سایت آمده که گروهی از محافظه‌کاران به این نتیجه رسیده‌اند که در سال‌ جاری «دولت با مشکلات عدیده اقتصادی مواجه شده و قطعا اعتراضات مردمی کشور را فراخواهد گرفت بر همین مبنا نوشتن توبه نامه‌ها» را آغاز کرده‌اند.
«دولت‌یار» همچنین نوشته که به نظر می‌رسد این جریان‌ها و افراد «تصمیم گرفته‌اند پتانسیل اعتراضی احتمالی را به بهانه مقابله با ماسونیزم و حجتیه‌ای‌ها بسیج کرده و با این حربه دولت را در صورت لزوم به سقوط بکشانند.»
این برای نخستین‌بار است که یک سایت متعلق به تیم احمدی‌نژاد حامیان خامنه‌ای و منتقدان دولت دهم را به طور تلویحی به زد و خورد‌های خونبار تهدید و از سقوط دولت ابراز نگرانی می‌کند

نقش زنان در قیامهای منطقه



تونس گامی به سوی تساوی حقوق زنان و مردان برداشت. گامی که در کشورهای منطقه به‌ویژه کشورهای عربی قابل‌توجه است.
ما مردانی را دیدیم که برای دموکراسی فریاد می‌زدند چند ماه دیگر بعضی از آنها را در کرسی نمایندگی پارلمان خواهیم دید. قرار است فهرست کاندیداها و نمایندگان پارلمان به تساوی میان زنان و مردان تقسیم شود.

یک تحلیلگر می‌گوید: پیام آنها برای عوض کردن سنتها و باز کردن جای زنان در سیاست است. این تصمیم نمونه‌یی برای سایر کشورهای منطقه است. زنان هم‌چنین یکی از ستونهای انقلاب در مصر بودند اما کارشناسان معتقدند که نظام تساوی در انتخابات را نمی‌توان در مصر پیاده کرد اما روند به سوی تساوی زن و مردم متوقف نخواهد شد. در مصر روند تدریجی است.

همانند تونس، در یمن هم زنان در کنار مردان خواستار برکناری علی عبدالله صالح هستند. همه آنها می‌خواهند در روند تغییر شرکت داشته باشند. حضور زنان در قیامها طرز فکر مردم را عوض کرده است.

بهار گلگون اشرف با فدیه‌های سرخ‌فام در مقدم بهاران آزادی میهن




گردانهای مهندسی از سه لشگر عراق آثار جنایت علیه بشریت را در اشرف از بین می برند





اشغال اشرف- شماره ۶۸
- بعد از حمله وحشیانه ۱۹فروردین و اشغال بخشهای زیادی از اشرف, سه گردان مهندسی از لشکرهای ۴ , ۵ و ۱۲ ارتش عراق با وارد ۳۰دستگاه ماشین آلات مهندسی مشغول از بین بردن آثار جنایتهای خود هستند. برخی از اقدامهای آنها به شرح زیر است:
۱- خودروهای ساکنان اشرف که در اثر شلیک گلوله به آتش کشیده شده یا آثار گلوله بر روی آنها وجود دارد را در زیر خاک دفن کرده اند، به صورتی که هیچ خودروی سوخته یی در صحنه باقی نمانده است.


۲- بنگالها و چادرهایی که در اثر شلیک سوخته شده بود را نیز در زیر خاک پنهان کرده اند. آنها محل استقرار ساکنان یا محل نگهداری وسایل آنها بوده است
۳- بسیاری از دیوارها و اماکن استقراری ساکنان را در قسمت شمالی اشرف تخریب کرده اند تا نشان دهند در این منطقه محلهای زندگی وجود نداشته و یک منطقه کشاورزی بوده است.
۴- نیروهای تحت امر مالکی همچنین سیاج حفاظتی شمال اشرف را نیز از بین برده و تمامی منطقه اشغال شده را با ماشین آلات مهندسی صاف کرده تا نشان دهند که یک منطقه کشاورزی است.
گردانهای مزبور، در همین فاصله خاکریزی به ارتفاع ۳تا ۴متر و طول ۶۵۰۰ متر که مانند خاکریزیهای جنگهای جبهه یی است را در فاصله بسیار نزدیک به محل زندگی و رفت و آمد ساکنان اشرف کشیده اند. آنها با نصب کیوسکهای نگبهانی بر روی این خاکریز محل زندگی ساکنان را ۲۴ساعته کنترل می کنند. همچنین خودروهای زرهی هاموی و نفربرهای بی. ام. پی که لوله های توپ آنها به سمت محل زندگی ساکنان نشانه رفته است، در کنار این خاکریز موضع گرفته اند.
دبیرخانه شورای ملی مقاومت ایران
۳۰ فروردین ۱۳۹۰(۱۹ آوریل ۲۰۱۱)

افشای اسناد و جزییات جدیدی از حمله جنایتکارانه ۱۹فروردین به اشرف


افشای اسناد و جزییات جدیدی از حمله جنایتکارانه ۱۹فروردین به اشرف
سه‌شنبه، ۳۰ فروردین ۱۳۹۰ / ۱۹ آوریل ۲۰۱۱



اشغال اشرف- شماره ۶۷
- صبح امروز، سه شنبه ۳۰فروردین، شورای ملی مقاومت در یک کنفرانس مطبوعاتی در پاریس اسناد و جزییات جدیدی از حمله جنایتکارانه نیروهای تحت امر مالکی به اشرف را فاش کرد.
در این کنفرانس آقای مهدی ابریشمچی، مسئول کمیسیون صلح و امنیت شورای ملی مقاومت، یک سند فوق العاده محرمانه را، که از درون رژیم ایران به دست مقاومت رسیده بود، ارائه کرد. طبق این سند فرمانده لشگر پنجم عراق در روز ۱۹فروردین طی یک دستور العمل محرمانه، ساکنان اشرف را دشمن معرفی کرده و به ۵گردان مأموریت می‌دهد که با زور قسمتهایی از اشرف را اشغال کنند و هر مقاومتی را به زور از میان بردارند.
نتیجه این مأموریت که از سوی مالکی نخست وزیر عراق بر عهده لشگر پنجم گذاشته شده بود، ۳۴تن از ساکنان اشرف کشته و ۳۵۰تن زخمی شدند. در این کنفرانس افشا شد که نیروی قدس در طراحی این عملیات به طور مستقیم شرکت داشتند.
در این کنفرانس، آقایان ژاک آتالی، مشاور پرزیدنت میتران فقید، پاتریک بودوئن رئیس افتخاری فدراسیون بین المللی لیگهای حقوق بشر و فرانسوا سر، مدیر اجرایی کمیته بین المللی حقوقدانان در دفاع از اشرف حضور داشتند.
متن اظهارات آقای ابریشمچی در این کنفرانس ضمیمه است.

دبیرخانه شورای ملی مقاومت ایران
۳۰۰ فروردین ۱۳۹۰(۱۹ آوریل ۲۰۱۱)

کنفرانس مطبوعاتی ۱۹ آوریل ۲۰۱۱

خانمها، آقایان، روز بخیر
ابتدا اجازه بدهید ویدئوی کوتاهی از وقایع روز ۸ آوریل کمپ اشرف را با هم نگاه کنیم. سازمان ملل اعلام کرد که در این حمله ۳۴ تن از ساکنان اشرف در این تهاجم به قتل رسیدند که اکثر آنها هدف گلوله قرار گرفتند. ۳۵۰ تن زخمی شدند که برخی از آنها وضعیت وخیمی دارند.
ویدیو نشان داده میشود
در کنفرانس امروز من میخواهم در ارتباط با جنایت بزرگی که در ۸ آوریل در اشرف اتفاق افتاد به سه موضوع بپردازم.
• مدارک و اطلاعاتی که بخوبی نشان میدهد حمله به اشرف یک حمله از قبل طراحی شده تمام عیار نظامی در بالاترین سطوح بوده است که هدفی جز نابودی اشرف و قتل عام ساکنان را دنبال نمیکرده است.
• این طرح از سه ماه قبل توسط دولت عراق با هدایت و همکاری مستقیم رژیم ملایان در حال آماده شدن بوده است و نقش مستقیم نیروی قدس سپاه پاسداران در طراحی و پیش بردن این جنایت
• توضیح در مورد آخرین وضعیت در اشرف و اطلاعات از درون رژیم ملایان در رابطه با طرحهای رژیم ملایان و مزدور دست نشانده اش در عراق، نوری المالکی برای گامهای بعدی در رابطه با اشرف
در ابتدا اجازه بدهید توجه شما را به یک سند که از داخل رژیم ایران بدست مقاومت ایران رسیده است. شما اصل عربی این سند و ترجمه انگلیسی آنرا در اختیار دارید
این یک دستور عملیاتی ارتش عراق برای حمله به اشرف در ۸ آوریل توسط لشکر پنجم پیاده نیروی زمینی عراق است. (عملیات ساعت ۴۴۵ صبح همان روز شروع شد. ).
۱- این یک سند بکلی سری ارتش عراق است. در انتهای این سند، جدول توزیع آن در داخل ارتش عراق قید شده است که بعلت حساسیت آن، فقط ۱۰ نسخه از آن در داخل ارتش عراق توزیع شده است که ۸ نسخه آنهم بصورت دستی و تنها دو نسخه با ایمیل ارسال شده است. ( در اینجا صفحه آخر سند به عربی که اسامی گیرندگان را نشان میدهید از ویدیوی پروژکتور نشان داده شود و کنفرانس دهنده هم خودش این سند را با دست نشان بدهد)
۲- طبق این طرح عملیاتی نیروهای ۵ گردان ارتش عراق از جمله یک گردان میکانیزه و یک گردان زرهی در این تهاجم علیه ساکنان اشرف که همگی افراد غیر مسلح ، بی دفاع می باشند شرکت داشتند.
۳- طبق سند در اجرای این طرح علاوه بر لشگر ۵ یک گردان از لشگر ۹ عراق نیز شرکت دارد.
۴- در صفحه اول سند تصریح میشود که اشرف باید با زور اشغال شود.
۵- در این مدرک، ساکنان اشرف، ۷ بار به عنوان دشمن نام برده شده اند، این در حالی است که دولت عراق در دسامبر ۲۰۰۸ به دولت آمریکا تعهد کتبی داده بود که حقوق ساکنان اشرف را طبق قوانین بین المللی رعایت کند. تنها طرفی که ساکنان اشرف را دشمن می داند، رژیم ملایان است.
این سند که به امضای سرتیپ ستاد، ضیاء کاظم دنبوس، فرمانده لشکر ۵ پیاده عراق می باشد بخوبی نشان میدهد که که قتل عام در اشرف، یک طرح تمام عیار نظامی، آماده شده در بالاترین سطوح ارتش عراق بوده است.
درهمین چارچوب بود که ارتش عراق با یک نیروی ۲۵۰۰ نفره مجهز به زرهپوش به کمپ اشرف، محل استقرار ۳۴۰۰ عضو سازمان مجاهدین خلق ایران، که همگی افراد کاملا غیر مسلح و افراد حفاظت شده تحت کنوانسیون چهارم ژنو هستند حمله کرد. در نتیجه این تهاجم، ۳۴ ساکن اشرف قتل عام و ۳۵۰ نفر زخمی شدند که بیش از ۲۰۰ تن از آنها بر اثر اصابت گلوله زخمی شدند. این حمله در حالی صورت گرفت که از روز ۲ آوریل مقاومت ایران مستمرا در مورد افزایش نیرو و ورود نیروی زرهی به اطراف اشرف اطلاعات داده و نسبت به طرح شوم دولت عراق هشدار داده بود که متاسفانه از طرف جامعه جهانی بطور عام و آمریکا بطور خاص مورد توجه قرار نگرفت و فاجعه رخ داد.
نقش مالکی
مقاومت ایران اسناد مشخص و تردید ناپذیری در اختیار دارد که نشان میدهد این حمله بدستور شخص مالکی صورت گرفته است که آنها را به دادگاه ارائه خواهد داد. طبق این اسناد، مالکی و دفتر وی مستقیما فرمان حمله را به لشگر پنجم و بقیه طرفهای دست اندرکار میداده است و حتی رییس ستاد ارتش نیز در جریان موضوع نبوده است.
حتی صرفنظر از اسناد مزبور، مالکی بدو دلیل مشخص مسئول مستقیم کشتار مزبور است و می بایست بخاطر این جنایت مورد محاکمه قرارگیرد، زیرا اولا نخست وزیر فرمانده کل قواست و ثانیا در شرایط کنونی مالکی شخصا وزیر دفاع نیز می باشد
نقش رژیم ملایان و نیروی قدس سپاه پاسداران

طبق اطلاعات موثق از داخل رژیم ملایان، نیروی تروریستی قدس سپاه پاسداران، در بالاترین سطوح در طراحی و اجرای این حمله دست داشته است. مشخصا سرتیپ پاسدار قاسم سلیمانی، فرمانده کل نیروی قدس شخصا در طراحی این حمله به اشرف نظارت داشته است. طبق این اطلاعات، برخی از افسران سپاه قدس در هنگام تهاجم به اشرف، در صحنه حضور داشته و در کشتن ساکنان اشرف دخالت داشته اند. شماری از نیروهای قدس که عربی بخوبی صحبت میکنند در روز ۸ آوریل در حمله شرکت داشتند.
نابودی اشرف شرط اصلی رژیم ایران برای حمایت از نخست وزیری دور دوم مالکی بود. بلافاصله پس از تشکیل دولت دوم مالکی، رژیم آخوندی دست اندرکاری طرح نابودی اشرف شد
مقدمات طرح حمله در سفر کاظمی قمی سفیر سابق رژیم در عراق و از فرماندهان بالای نیروی قدس در تاریخ ..... به بغداد / مورد بحث قرار گرفت
بر طبق همین اطلاعات، هنگامی که در تاریخ ۵ ژانویه (روز باید تدقیق شود)، علی اکبر صالحی، وزیر امور خارجه ملایان به بغداد رفت، مهمترین موضوعی که او با مالکی به بحث گذاشت، درخواست از او برای به اجرا در آوردن تعهدی بود که مالکی به ملایان در رابطه با اشرف داده بود.
وضعیت فعلی در اشرف و طرح دولت عراق و رژیم ملایان برای اشرف
همه شواهد از طرح نیروهای سرکوبگر عراق برای یک کشتار جدید خبر میدهد:
۱- یک انگیزش خبیث سیاسی در مالکی و دفتر وی برای اجرای منویات شوم آخوندها وجود دارد. فالح فیاض مشاور امنیت ملی مالکی که مسئؤل پرونده اشرف در نخست وزیری است، در ارتباط مستقیم و روزمره با سفارت رژیم و نیروی قدس است. وی از افراد حزب الدعوه می باشد و سالها در ایران بوده است و هیچکس را که کمترین رعایت انسانی هم در حق ساکنان اشرف بکند، بر نمی تابد.
۲- گردانهای مهندسی و نیروهای سرکوبگر امنیتی نظامی، یک خاکریز ۶کیلومتری در لبه شمالی خیابان اصلی اشرف (خیابان۱۰۰) به ارتفاع ۳ الی ۴ متری را تکمیل نموده اند. ( عکسهای مربوطه نشان داده شود) پهنای آن به اندازه یی است که خودروهای ارتشی می‌توانند در بالای آن تردد کنند. این نوع خاکریزها به طور معمول در جبهه جنگهای کلاسیک احداث می شود.
۳- هیچکدام از یکانهای نظامی عراقی، اشرف و اطراف آنرا تخلیه نکرده اند و خودروهای زرهی از جمله نفربرهای بی ام پی وان، و هاموی از شمال قرارگاه سلاحهای خود را به جانب ساکنان نشانه رفته اند.
۴- در نقاط مختلف کمپ اشرف، کیوسکهای کنترلی نصب شده بنحوی که اشرف را بمانند یک زندان کرده است. در بسیاری نقاط علایمی نصب شده است که اگر ساکنین به ۱۰۰ متری خاکریزها بروند مورد هدف گلوله قرار خواهند گرفت.
۵- در یک هفته ای که از حمله میگذرد نیروهای عراقی حداقل در دو نقطه درگیریهای نسبتا بزرگ بوجود آورده اند. یکی در ۱۰ آوریل و دیگری در ۱۳ آوریل با چوب و چماق و شلیک هوایی به ساکنان حمله کرده اند و در هر کدام از این دو واقعه ۱۳ تن ( جمعا ۲۶ تن) از ساکنان از جمله شماری از زنان مجروح شدند
۶- بدستور نخست وزیری، برخی از فرماندهان لشگر پنجم عراق که هم اکنون در اشرف مستقر هستند به دلیل اینکه با شلیک به سوی ساکنان اشرف مخالف بوده اند از کار بر کنار شده یا پستشان را عوض کرده اند. از جمله فرمانده عملیات لشکر پنجم بنام سرتیپ طارق العزاوی فرمانده عملیات لشگر پنجم که گویا با تیراندازی مخالف بوده است با افسر دیگری که تمایلات آشکاری به رژیم آخوندی دارد عوض شده است.
۷- بدستور شخص خامنه ای، یک کمیسیون مشترک امنیتی مرکب از سرکردگان سپاه پاسداران و نیروی تروریستی قدس، وزارت اطلاعات و وزارتخارجه ملایان تشکیل شده است. این کمیسیون موظف است اقدامهایی را که تا کنون علیه مجاهدین و اشرف در عراق انجام شده مورد ارزیابی قرار دهد. همچنین کارهایی که می بایست انجام شود را مشخص نماید، خطوط و دستورهای لازم را به ارگانهای متناظر و دست نشانده خود در عراق ابلاغ کند و با آنها هماهنگ کند و به مالکی و سخنگویانش نیز دیکته کند.خامنه ای تصریح کرده کارهایی که دولت عراق قرار است علیه اشرف انجام دهد باید زیر نظر این کمیسیون و بر اساس توافق دو جانبه و با توجه به شرایط منطقه و عراق صورت گیرد. او تأکید کرده باید به این مسأله به دقت توجه شود که این اقدامها به نام دولت ایران تمام نشود و سخنگویان دولت عراق نیز از ارتباط این اقدامها با ایران فاصله گرفته و موضوع را یک موضوع کاملأ عراقی جلوه دهند. به خصوص در شرایطی که وضعیت اجتماعی در عراق متلاطم است، باید طوری عمل شود که دولتهای خارجی از نظر سیاسی نتوانند به عراق فشار بیاورند.

بگذارید نتیجه گیری کنم:
کشتار در اشرف اگرچه توسط دیکتاتور عراق صورت گرفته است اما این واقعه تماماً مربوط به معادله میان رژیم ولایت فقیه و مردم ایران است. در واقع این بخشی از عملیات سرکوبگرانه آخوندها برای مهار قیام مردم ایران است.از هنگام ازسرگیری قیامها در ایران در ۲۵ بهمن گذشته ترس آخوندها از مجاهدین و اشرف دو چندان شد. چند روز بعد در گزارش تحقیقی مجلس رژیم تصریح شد که در این قیام مجاهدین نقش اساسی داشته‌اند و از اینجا طرح کشتار مجدد در اشرف بشدت بیشتر دنبال شد. یک عامل که موضوع را بیش از پیش برای ملایان عاجل کرد.
باید تاکید کنم که شرایط در اشرف بسیار نگران کننده است و تهدید تهاجم مجدد به ساکنان بسیار جدی است. ما بارها هشدار داده‌ بودیم که از سرگیری حفاظت اشرف توسط آمریکا و استقرار دائمی هیأت ناظران ملل متحد در اشرف یک ضرورت حیاتی است. و گفته بودیم که رژیم ایران و دولت تحت نفوذش در عراق در صدد ایجاد یک فاجعه انسانی در اشرف است. آمریکا بخاطر تعهداتش به قوانین بین‌المللی نمی‌بایست حفاظت اشرف را به دولتی بسپارد که نیت و قصد آن برای سرکوب اشرف از روز اول آشکار بود. به علاوه آمریکا به یکایک ساکنان اشرف تعهد سپرده که در ازاء گردآوری سلاح‌های‌شان حفاظت آنها را تأمین کند. هم اکنون بار دیگر ما هشدار میدهیم که درفقدان یک واکنش سریع ازسوی جامعه جهانی بویژه سازمان ملل، آمریکا و اتحادیه اروپا یک حمام خون جدید در راه خواهد بود
اقدامات مبرم و ضروری همچنانکه خانم مریم رجوی رییس جمهور برگزیده مقاومت ایران اعلام کرده بشرح زیر است:
• تعیین یک نماینده ویژه از سوی شورای امنیت ملل متحد به منظور تحقیق در باره جنایت ۸ مارسی
• برعهده گرفتن حفاظت اشرف توسط ملل متحد و استقرار دائمی هیأت ناظران ملل متحد در اشرف با حمایت همه جانبه آمریکا و اتحادیه اروپا
• خروج فوری نیروهای سرکوبگر عراقی از اشرف و لغو محاصره ضد‌انسانی ۲۸ ماهه آن.

عفو بین‌الملل: کشتار تظاهرکنندگان اقلیت عرب ایران باید مورد تحقیق قرار گیرد




عفو بین‌الملل روز ۳۰ فروردین در اطلاعیه ای گفت، مقامات ایران باید درگیری بین نیروهای امنیتی و تظاهر کنندگان از اقلیت عرب اهواز در استان خوزستان که طبق گزارشات منجر به کشته شدن حداقل ۳نفر و زخمی‌شدن ده‌ها نفر گردیده را مورد تحقیق قرار دهند. طبق گزارشها، نیروهای امنیتی گلوله جنگی شلیک کردند و از گاز اشگ آور علیه تظاهر کنندگان استفاده نمودند.
حسیبه حاج سهراوی، معاون مدیر برنامه خاورمیانه و شمال آفریقای عفو بین‌الملل گفت: ”این یک حمله دلسرد کننده دیگر علیه حق برپایی تظاهرات است. مقامات ایران درحالی‌که دولتهای منطقه را به‌خاطر سرکوب تظاهراتها محکوم می‌کنند، به همان شیوه سرکوبگرانه عمل می‌کنند“.
عفو بین‌الملل خواهان یک تحقیق مستقل و بی‌طرفانه درمورد این کشتار است...

۱۳۹۰ فروردین ۲۹, دوشنبه

Protect Iran's Freedom Fighters in Camp Ashraf



Monday, 18 April 2011 15:43


TIME - By Louis J. Freeh and Michael B. Mukasey
In the early hours of Friday, April 8, while Washington and the media focused on a possible government shutdown, the Iraqi army assaulted a camp of Iranian civilians, called Camp Ashraf, murdering at least 28 residents and wounding hundreds more. Though the Iraqi government has claimed that only three people were killed and describes the events as an attempt to reclaim farmland, a U.N. inspection team found 28 bodies, including those of women, and determined that most were shot to death. Iraqi officials have not allowed journalists to visit the camp.

Located in northwestern Iraq, 120 km (75 miles) from the Iranian border, Camp Ashraf has for more than 20 years been the home of 3,400 members of the Mujahedin-e-Khalq (MEK, also known as the PMOI), a key opposition group working against the Iranian regime. Camp Ashraf residents were promised legally protected status under the Fourth Geneva Convention in 2003 by senior U.S. commanders in Iraq. General David Petraeus, who served as deputy commander of allied coalition forces, has stated that the turnover of responsibility for Camp Ashraf to the Iraqi government was conditioned on a direct Iraqi assurance that the protected status of its residents would continue. Yet the brazen assault mounted by 2,500 heavily armed Iraqi soldiers on April 8 was not the first unprovoked assault against Camp Ashraf civilians. In July 2009, during a visit by U.S. Defense Secretary Robert Gates to the country, the Iraqi army invaded the camp and killed unarmed residents. (See pictures of the U.S. troops in Iraq.)

On both occasions, the U.S. has lamented the violence but has failed to take effective action, perhaps in its haste to leave Iraq. Until recently, there was a U.S. military forward operating base called FOB Grizzly adjoining Camp Ashraf. But it has been closed, and this also brought the withdrawal of the U.N.'s observation mission. In the most recent assault, American soldiers were in or near the camp shortly before the attack but happened to withdraw before Iraqi forces proceeded. And sadly, in each case, President Obama and the Secretaries of State and Defense have responded lamely after these violations of humanitarian law by the Iraqi regime. A State Department statement acknowledged that the "crisis and the loss of life was initiated by the government of Iraq and the Iraqi military" but said that the U.S. government has done nothing more than "urge" the government of Prime Minister Nouri al-Maliki "to avoid violence and show restraint." Mark Toner, the State Department's acting deputy spokesman, helpfully added on April 12 that "we do need to be mindful that this is a sovereign matter for the government of Iraq" — a posture of deference that will hardly shake the al-Maliki government to its senses.

American inaction endangers our own security by casting doubt on our will to make good on our commitments. A promise was given to the residents of Camp Ashraf that their Geneva Convention status would be respected, but the U.S. is now acting like a vaguely interested spectator. (See pictures of President Obama visiting Iraq.)

The MEK is the political organization most feared by the ayatullahs and dictators who rule Iran. Unfortunately, the U.S. government, under both Republican and Democratic Administrations, has been complicit in handcuffing it. In 1997, Iran inveigled the Clinton Administration into putting the MEK on the State Department's arbitrarily drawn Foreign Terrorist Organization (FTO) list, with the expectation that this gesture would normalize relations with a supposedly moderate leader, then President Mohammed Khatami. This rapprochement did not happen. The Bush Administration failed to delist the MEK for fear that doing so would enrage Iran while our soldiers were fighting in Iraq. Even so, Iran surreptitiously provided weapons and IEDs for insurgent attacks against our troops.

The U.S. State Department still clings to this one-sided bargain, keeping the MEK on the FTO list, even though the E.U., in 2009, and the U.K., in 2008, removed the MEK from their own lists of proscribed organizations. This designation is used by Iran as an excuse for the ruthless torture and summary execution of MEK members, the medieval acts that drove the MEK into exile in the first place. Even now, Iran and Iraq are pointing to the U.S. terrorist designation as a purported excuse for assaulting Camp Ashraf residents.

The MEK is not a terrorist organization. It is widely acknowledged that the FTO process is badly flawed. North Korea is not on the list, and neither the IRA nor the Taliban was ever included. The public call for delisting the MEK and protecting the residents of Camp Ashraf has been joined by dozens in Congress, including the chairman and ranking member of the House Committee on Foreign Affairs, as well as by a former U.S. Attorney General, a former National Security Adviser, two former Chairmen of the Joint Chiefs of Staff, a former Secretary of Homeland Security, a former CIA director, two former U.S. ambassadors to the U.N., a former commander of Central Command and two former State Department counterterrorism chiefs. (Watch two veterans on their return to Baghdad.)

The most fanatical proponent of maintaining MEK's FTO status is Iran. That it is a goal of Iran to destroy the camp and its residents is a matter of public record. Mouwafak al-Rubaie, the former national-security adviser to al-Maliki, stated that he intended to make life "intolerable" for Camp Ashraf residents. In February 2009, Iran's supreme ruler, Ayatullah Ali Khamenei, when disclosing an agreement with al-Maliki to "eliminate Ashraf," publicly complained that Iraq was "moving too slow."

Though in its past the MEK engaged in actions that we do not seek to endorse, for the past decade the MEK has ceased all military activities. It has given up all its weapons and has relied on the U.S. promise of protected-person status as civilians under the Fourth Geneva Convention. All the MEK residents at Camp Ashraf signed a written commitment at that time renouncing violence. The MEK's leader, Maryam Rajavi, has published a 10-point MEK human-rights platform, which supports democracy, including religious and gender freedom. And the MEK has continuously shared invaluable intelligence about Iran's nuclear-weapons program with the American government.

In 2003, when our troops entered Iraq, the U.S. government promised MEK adherents that if they gave up their weapons, we would protect them. The MEK was permitted to receive visits from family and friends and could leave the camp for medical care. (See scenes of Iraq going forward.)

All that has changed. We have broken our promise. Our government remains silent in the face of these blatant and brutal violations of the Fourth Geneva Convention. The State Department should immediately delist the MEK and recognize these courageous freedom fighters as the most important organized resistance to the Iranian regime. We have a legal and moral obligation to protect Camp Ashraf residents. The Administration must no longer do the bidding of Tehran in a futile fancy of reaching accommodation. Our refusal to act will only result in more martyrs for Iranian freedom.

Mukasey served as Attorney General of the U.S. from 2007 to '09. Freeh served as director of the FBI from 1993 to 2001. Freeh and Mukasey have spoken on the issue of Camp Ashraf and the MEK at public discussions sponsored by the U.S. organization Near East Policy Research.